امروز یاد دیالوگهای بیادماندنی سینما افتادم. گفتم چندتاشونو بنویسم.
همیشه از فیلمهای مسعود کیمیایی خیلی خوشم میومد. دلیلش هم همین دیالوگهای به یاد ماندنیشه. یا فیلمهای مهرجویی...
از فیمهایی که ذهن آدم رو مشغول می کنه خوشم میاد. یا بهتره بگم فیلمهای هنری...
مثلا نفس عمیق رو خیلی دوست داشتم. یا خیلی دور خیلی نزدیک, یا...
از بچگی عاشق نوشتن بودم. همیشه آرزوم این بود که نویسنده بشم (فیلمنامه نویس سینما). یادش بخیر خانم پورقربان همیشه بهم می گفت تو باید نویسنده شی. آخه انشاء همیشه ۲۰ می گرفتم.
ای کاش من هم یه روز بتونم انقدر خوب بنویسم...
دیالوگهای به یادماندنی
آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کرده ام. حالا هم باید نفقه شو بدم ... هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم ... هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...

شخصیت هامون درفیلم هامون/ داریوش مهرجویی
----------------------------------------------------
من تا حالا دزدی نکردم. بغلش بودم... این ورش بودم ... اون ورش بودم ... اما وسطش نبودم ... عین اوفینا.
شخصیت دزد در فیلم سلطان/ مسعود کیمیایی
----------------------------------------------------
چیه بابا ؟ چیه ؟ کجا داری می ری ؟ هشه ؟ چته ؟ ... مرتیکه گه!
شخصیت هامون در فیلم هامون/ داریوش مهرجویی
----------------------------------------------------
درس رفتنه از این دنیا درس اولو...اخره

شخصیت سلطان در فیلم سلطان/ مسعود کیمیایی
----------------------------------------------------
این مساله طلاق و این حرفها به نظر من بوی مرگ می ده...
شخصیت هامون درفیلم هامون/ داریوش مهرجویی
----------------------------------------------------
این اطاقک مال نامزد آدم ... عشق آدم ... زن آدم ... رفیق آدمه ... ما که فقط این قلم آخریو ... داریم
شخصیت سلطان در فیلم سلطان/مسعود کیمیایی
---------------------------------------------------
چرا خراب شد؟ از کی؟ از کجا شروع شد؟... شاید از وقتی که رفت سراغ اون مرتیکه دکتر روانکاو بی سواد احمق که مغز دختره رو خورد وپاک دیوونه ش کرد.
شخصیت هامون درفیلم هامون/ داریوش مهرجویی
----------------------------------------------------
شايد يه روزي وقتي اين داستان رو براي باران، دختر رضا تعريف كنم خندش بگيره. كه اگه اسرار مادرجون نبود اون هيچ وقت پا تو اين دنيا نمي ذاشت.

شخصیت لیلا در فیلم لیلا/ داریوش مهرجویی