تبليغاتX

                                       به حرمت باران, هر گونه کپی برداری, ولو دوستانه, مجاز نـیـسـت
 

حسرت خیس

Fri 13 Jun 2008

چند راه ساده برای شاد کردن خانمها
 

امروز که تو سایت های مختلف می گشتم یه مطلب خوندم تو سایت خانواده سبز در مورد اینکه چگونه میشه خانمها رو شاد کرد. گفتم شاید بد نباشه این مطلب رو تو وبلاگم بذارم تا آقایان یاد بگیرن چطوری خانم ها رو شاد کنن

چند راه ساده برای شاد کردن خانمها

۱) زن ها دوست ندارند میهمان نا خوانده داشته باشند, بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است. (اه اه بدم میاد از آدمای شلخته که فرتی خودشونو مهمون می کنن )

۲) با همسر خود در هر کاری موافقت کنید , خواهید دید که زندگی چقدر راحت تر می شود! (یا بهتره بگم آقایان زن زلیل باشید!)

۳) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید؟ (اینم از همون زز بودن میادا)

۴) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید! ()

۵) وقتی اوضا قمر در عقرب است, لبخند را فراموش نکنید . اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت. ()

۶) از تلاشهای همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود. (اینها که همه به زی زی بودن ربط پیدا می کنه)

۷) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است. مادری بسیار خوب , عروسی بهتر از دیگر عروسها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید , او همین طور خواهد شد. ()

۸) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلبازی کنید . اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجید را داشته باشد و گرنه ممکن است نتیجه خوبی ندهد. (وگرنه نتیجه اش کتکه )

۹) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود. ()

۱۰) به جای هدایای گران بها, وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید .. نشان دهید که به او توجه دارید, حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند. (گل رز باشه بهتره )

۱۱) بدانید زمانی که همسرتان از سردرد شکایت می کند, چاره درد او قرص مسکن نیست,بلکه یک لبخند است. ()

۱۲) زیباترین واژه در دنیا شاید”متشکرم” باشد ولی با این حال همه شوهران دنیا می دانند که هرگز نباید از همسرشان انتظار تشکر داشته باشند! اگر به او گردن بند الماس بدهید, مطمئنا می گوید که زمرد را بیشتر دوست دارد! ()

۱۳) هرگز با همسرتان نجنگید, چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید. ()
 
منبع: خانواده سبز
 
درکل نتیجه می گیریم که آقایون باید زن زلیل باشن تا بتونن دل خانم ها رو شاد کنن

 

14:13  | دختر بارون  | 

Wed 11 Jun 2008

گاهی وقتا فقط باید نوشت...دخترک آدامس فروش
 

دلم می خواد بنویسم!

مدتهاست که این موضوع فکر منو مشغول کرده...ولی الان دیگه وقتشه که بنویسمش..

خیلی اشکالات دارم اما برای شروع فکر کنم خوب باشه..

اسمش رو گذاشتم دخترک آدامس فروش!

دختر کوچکی با جعبه آدامس بادکنکی در دست, در یکی از خیابانهای دودآلود تهران پرسه میزد.

با عجله به این سو و آن سو می دوید و جعبه آدامسهایش که در دست داشت را به طرف این و آن دراز می کرد.

با التماس می گفت: " خانوم, آقا, تو رو خدا فقط یه دونه آدامس بخرید!".

هیچکس حتی به دختر کوچولو نگاه هم نمی کرد.

دخترک که کل روز حسابی خسته شده بود کنار دیواری نشست و به جعبه آدامسهایش که به فروش نرسیده بودن خیره شد.

بچه های همسن و سال خودش رو میدید که با لباسهای نو و زیباشون خنده کنان از کنار دخترک آدامس فروش می گذشتند. دخترک فقط با حسرت نگاه می کرد..

سرش را پایین گرفت و نگاهی به سرو وضع خودش انداخت. پیراهن خاکستری رنگی که روزی سفید بود...جورابهای سیاه و پاره, , و دمپایی درب و داغون..

در فکر فرو رفته بود که ناگهان متوجه صداهای هل هله جمعی از زن ها شد که سر کوچه ای ایستاده بودند. دخترک از جایش بلند شد و به طرف صدا رفت.

وقتی به سر کوچه رسید ماشین مشکی رنگی را دید که به آن کلی گل های رنگارنگ چسبانده بودند.

دخترک با تعجب به ماشین خیره شده بود که در همان حال مردی قد بلند و جوان با کت و شلوار مشکی و کراوات قرمز رنگی از ماشین پیاده شد.

ناگهان چشمش به دختر کوچولوی آدامس فروش افتاد که با چشمانی گرد و دهان باز به او و ماشینش خیره شده بود.

با لبخند جلو آمدو از دخترک پرسید: " ماشین عروس دوست داری؟".

دخترک جوابی نداد و فقط با تعجب نگاه کرد.

ناگهان دری که ماشین عروس روبه رویش پارک شده بود باز شد و زنی سفیدپوش از آن به بیرون آمد.

دخترک که عاشق لباس عروس بود با هیجان زیاد به طرف جمعیت دوید تا بلکه راحت تر عروس خانم و لباسش رو تماشا کند.

عروس تور بلندی بر سر داشت که صورتش را پوشانده بود. شنل کوتاه و سفید رنگی که دور تادورش پشمی بود را بر روی شانه هایش انداخته بود.

توجه دخترک به کمر لباس عروس خانم جلب شد که با منجوق های فراوان و براق  چشم همه را می گرفت. از کمر به پایین لباس عروس پف دار شده بود.

مردی با دوربین بزرگی بر روی دوشش دور عروس و داماد می چرخید و از آنها فیلم می گرفت.

زن ها هم خنده کنان دست می زدند و هل هله می کشیدند.

دخترک که از خنده و شادی آنها به وجد آمده بود همراه با آنها دست می زد و خوشحالی می کرد.

داماد که از دخترک آدامس فروش خوشش آمده بود به طرف او رفت و با خوش رویی پرسید: "دوست داری با ما به عروسی بیای؟".

دخترک که از خوشحالی نمی تونست حرفی بزنه فقط به علامت مثبت سرش را تکان داد.

دستش را به دست آقای داماد داد و همراه با عروس خانم سوار بر ماشین شدند. ماشین عروس با بوغ های مکرر از آن کوچه فاصله می گرفت و دورتر و دورتر می شد..و ناگهان...

دخترک از خواب شیرینش پرید!

او همانجا بود..در همان خیابان دودآلود تهران..با همان جعبه آدامس های به فروش نرسیده..

 


 

12:38  | دختر بارون  | 

Sun 1 Jun 2008

یادش بخیر!
 

امروز یاد قدیما افتادم..یاد خاطرات دبستان و برو بچه ها...

نجمه, ندا, سمیرا, سپیده, فاطمه, ستاره, مرضیه, مژگان...

چه روزای خوبی بود! خیلی دلم می خواست بازم می دیدمشون. دلم می خواد بدونم کجان؟ چی کار می کنن؟

چه خوب می شد می تونستم پیداشون کنم اما چطوری؟!!!!!


 

13:9  | دختر بارون  | 

Tue 27 May 2008

دماغ به سبک ایرانی
 

آخییییش خیالم راحت شد!

همه کلاس هام رو پاس کردم با نمره A  فکرش هم نمی کردم نمره به این خوبی بگیرم....

چند روز پیش یه فیلم مستند تو یکی از کانال های ماهواره ای نشون میداد که داشتم با مامانم میدیدم با نام " دماغ به سبک ایرانی" که در مورد جراحی زیبایی بینی در ایران بود. خیلی فیلم جالبی بود.

بعد از تماشای فیلم به فکر فرو رفتم...خدایا چرا همه دخترای تو ایران شبیه هم شدن! همه دماغ ها عملی! پسرها هم که ماشاالله! حیف اسم مرد که روشون بذاری

البته خوب بعضی ها واقعا احتیاج دارن که بینی هاشون رو عمل کنن. ولی تو ایران متاسفانه مد شده همه (حتی اونایی که بینی هاشون مشکلی نداره) عمل می کنن.

خیلی از بازیگرها (بیشترشون) هم دماغ هاشون رو عمل می کنن. به قول یکی از هنرمندان که تو فیلم باهاش مصاحبه می کردن, می گفت برای نقش حضرت مریم یه بازیگر نمی تونستن پیدا کنن که دماغ عمل نکرده باشه! خیلیه هااااااااا! خیلی بده!

نظر شما در مورد بینی عمل کردن چیه؟ آیا این درسته که همه برن بینی هاشون رو عمل کنن؟ اصلا مهمه؟ چرا مهمه؟

 

این هم مصاحبه کوتاهی با بهنوش طباطبایی در مورد جراحی بینی که امروز رو نت پیدا کردم:

بهنوش بختیاری که در عرصه مجموعه های طنز تلویزیونی موقعیت خوبی به دست آورده است، درباره جراحی چهره اش می گوید: "من هم مثل بیشتر خانم های ایرانی که به جراحی زیبایی علاقه دارند، حدود 14 سال پیش یعنی زمانی که 19 سالم بود بینی ام را عمل کردم. به هر حال تب جوانی بود و من هم آن موقع دوست داشتم که بینی سربالا داشته باشم! البته زمانی که من جراحی زیبایی را انجام دادم، هنوز بازیگر نبودم و اصلا هم قصد بازیگری نداشتم و فقط به خاطر این که عمل بینی مد شده بود این کار را انجام دادم! تقریبا یک سال بعد هم پشیمان شدم، چون کلا با دست بردن توی صورت خیلی خیلی مخالفم و فکر می کنم  که روح آدم ها در صورت شان نمود پیدا می کند. بنابراین فکر می کنم هر صورتی با تمام اشکالاتش زیباست. من تا حالا توی عمرم یک نفر را ندیده ام که احساس کنم زشت است، چون هیچ کس را زشت نمی بینم مگر این که احساس کنم سیرت بدی دارد."

بختیاری در مورد نقص هایی که در صورت بعضی افراد وجود دارد، می گوید: "فکر می کنم اشکال هر صورتی به نوعی ویژگی آن محسوب می شود. به نظر من زیبایی استانداری وجود ندارد. خاص بودن و منحصر به فرد بودن هر فرد، زیبایی اوست و هر صورتی کاراکتر خودش را دارد. به همین دلیل من کلا از این که بینی ام را عمل کرده ام، پشیمانم."

این بازیگر معتقد است از هر ده خانم ایرانی چهار، پنج نفرشان دوست دارند که تغییراتی در چهره خودشان به وجود بیاوردند و این تغییر همیشه هم بد نیست، اما او به هر حال مخالف این جراحی هاست، به خصوص زمانی که این فرد یک بازیگر باشد: "بعضی از نقش ها هست که باید به صورت آدم بخورد و بازیگر دوست دارد که آن نقش ها را بازی کند ولی نمی تواند، چون چهره اش این اجازه را به او نمی دهد."

بازیگر مجموعه چارخونه ادامه می دهد: "اگر تعریف از خودم نباشد، من از جمله افرادی هستم که قبل از عمل بینی، قیافه ام بهتر از زمان بعد از عملم بود، چون من یک بینی کاملا ظریف و قلمی داشتم که فقط کمی استخوانی بود."

بهنوش با ابراز نگرانی از رواج جراحی زیبایی در جامعه می گوید: "الان متاسفانه بیشتر خانم ها و دخترهای جوان به شکل اغراق آمیزی چهره خودشان را تغییر می دهند و من خیلی از این بابت تاسف می خورم. چرا این صورت هایی که می تواند ویژگی هر فردی باشد، باید به یک شکل دربیاید و آن قدر تغییر  کند که وقتی با آن ها روبه رو می شوی اصلا نفهمی داری با چه کسی حرف می زنی؟ تغییر در شکل ابروها، لب، چشم و گونه ها باعث می شود آدم ها ویژگی چهره خودشان را از دست بدهند."

اما خانم بازیگر نظرات جالب تری هم دارد. او می گوید: "حتی به نظر من پیر شدن هم یک جور زیبایی است، چون هر کدام از این چین و چروک های صورت حکایتی دارد. من به کشیدن پوست هم اعتقاد ندارم. البته بعضی ها این طوری احساس بهتری دارند و بد نیست آدم کاری را که حس خوبی برایش به ارمغان می آورد، انجام دهد. من هم آن زمان که بینی ام را عمل کردم، احساس خوبی نسبت به این کار داشتم."

بازیگر نقش لیلون در شب های برره تاکید می کند: "جراحی زیبایی، عامل موفقیت یک بازیگر نخواهد شد. در غیر این صورت لابد همه این دختر و پسرهای جذاب و زیبایی که در کوچه و خیابان می بینیم، بازیگران موفقی هستند. بنابراین دختر خانم ها و پسران جوانی که فکر می کنند اگر جراحی زیبایی انجام دهند، حتما می توانند وارد سینما شده و بازیگر موفقی شوند، مسیر اشتباهی می روند."

منبع: عصر ایران


 

18:37  | دختر بارون  | 

Fri 23 May 2008

راست مغز هستید یا چپ مغز؟
 

ایول چهارشنبه امتحان آخریم رو دادم و اومدم خونه. یه جورایی سخت بود. حالا نمیدونم چه نمره هایی می گیرم. باید صبر کنم فعلا...

امروز تو سایتهای اینترنتی می چرخیدم که یه سایت روانشناسی پیدا کردم. از وقتی این کلاس psychology رو گرفتم خیلی بهش علاقه مند شدم.

یه مطلبی می خوندم در مورد راست و چپ مغزها که ترم قبل تو کلاس در موردش خونده بودیم.

حالا این مطلب رو اینجا هم میذارم تا ببینید راست مغز هستید (مثل من) یا چپ مغز شاید توصیه هایی که در آخر هرکدام اومده بتونه به کنکوریها یا دانش آموزای عزیز یه کمک کوچیکی کنه تا بهتر بتونن درس بخونن.

 

آیا سر کلاس مدام به ساعتتان نگاه می کنید یا وقتی زنگ می خورد تعجب می کنید که چه زود گذشت؟ آیا به شما ایراد می گیرند که زیادی همه چیز را تحلیل می کنید یا می گویند خیال باف هستید؟ این ویژگی های شخصیتی به نوع مغز بستگی دارند. معمولاً رفتار چپ مغزها سازمان یافته تر است، گاهی به ساعت نگاه می کنند، اطلاعات را پردازش می کنند و این کار را به ترتیب انجام می دهند. این دسته از افراد معمولاً هوشیارند و قوانین و برنامه ها را دنبال می کنند. دانش آموزان چپ مغز در ریاضی و علوم قوی هستند و می توانند سریع به پرسش ها پاسخ بدهند. چپ مغزها رقیب های ریسک پذیری هستند. راست مغزها خیال پرداز هستند. ممکن است خیلی باهوش و متفکر باشند که البته محتمل است که در دنیای کوچک خیال خود گم بشوند. این دسته در علوم اجتماعی و هنر خیلی خوب نتیجه می گیرند. راست مغزها خودانگیخته تر از چپ مغزهای همیشه هوشیارند و بیشتر دوست دارند احساس های ناخودآگاه خود را دنبال کنند.
راست مغزها بسیار شهودی هستند و مهارت بسیاری دارند که در دام دروغ یا نیرنگ نیفتند. اینها رقیب های جاودان هستند.اما اگر کسی درست در میان این دو تیپ شخصیتی باشد چه؟ افراد با هم متفاوتند و همه ویژگی هایی از هر دو نوع مغز را در خود دارند. بعضی ها واقعاً ویژگی های برابر و یکسانی دارند. جهت گیری مغز این دانش آموزان و دانشجویان میانه است و ممکن است در کارورزی عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، چون این افراد خصلت های قوی هر دو نیم کره را در خود دارند بنابراین منطق را از نیمکره چپ و شهود را از نیمکره راست در اختیار دارند که فرمول بسیار مناسبی برای موفقیت در تجارت است.


● ویژگی های دانش آموزان راست مغز

آیا وقتی معلم یا استاد زیاد حرف می زند خسته می شوید؟ آیا احساس می کنید می توانید مردم را به راحتی و فقط با نگاه کردن ارزیابی کنید. اگر این طور باشد امکان دارد که راست مغز باشید.
ـ جزوه برمی دارید اما آنها را گم می کنید. دنبال کردن تحقیق برایتان کار سختی است.
ـ سخت می توانید حواستان را جمع کنید. (آی گفتی)
ـ با مردم راحت هستید. (نه زیاد)
ـ مثل بعضی مردم راحت دستاویز مسخره بازی دیگران نمی شوید.
ـ به نظر خیالباف می آیید اما در واقع به فکر عمیق فرو می روید.
ـ مردم می گویند ماورایی هستید و علم غیب دارید. (آره میگن حس ششم داری)
ـ به نوشتن رمان، نقاشی یا نواختن موسیقی علاقه دارید. (اووووه چه جورم)
ـ ممکن است ورزشکار باشید. (اصلااما تماشاش رو دوست دارم)
ـ از داستان های پررمز و راز خوشتان می آید.
ـ زمانی را به تامل و تعمق اختصاص می دهید و فکر می کنید هر اتفاقی دوجنبه دارد.
ـ ممکن است گذر زمان را فراموش کنید.
ـ خودجوش و خودانگیخته هستید.
ـ بذله گو و بامزه هستید. (اوهوم )
ـ نمی توانید دستورالعمل ها را کلمه به کلمه دنبال کنید. (آره خنگم)
ـ پیش بینی ناپذیر هستید.
ـ راحت گم یا سرگردان می شوید.
ـ هیجانی هستید.
ـ دوست ندارید دستورالعمل ها را بخوانید.
ـ ممکن است موقع درس خواندن موسیقی هم گوش بدهید. (این که صد در صد )
ـ دراز می کشید و مطالعه می کنید. (بعضی وقتا )
ـ ممکن است ناشناخته ها برایتان جالب باشد.
ـ آدم معقول و وارسته ای هستید.
▪ راست مغزها در کلاس
ـ در کلاس تاریخ بیشتر از جنبه های اجتماعی لذت می برید. دوست دارید اتفاقاتی را که در تاریخ افتاده کشف کنید. (نه بابا تاریخ کی دوست داره اصلا)
ـ اگر روش خودتان را به کار بگیرید ممکن است عملکرد رضایت بخشی در کلاس ریاضی داشته باشید اما از حل مساله های طولانی خسته می شوید. ( اسمشم نیار که جون تو حالم بد میشه )
ـ علوم؟ خسته کننده است.
ـ در کلاس ادبیات موفق هستید به خصوص هنگام روخوانی و انشا. ( آخ جون انشا )
▪ توصیه هایی برای راست مغزها
ـ تنهایی تحقیق بنویسید.
ـ مراقب خیال پردازی های خود باشید و آنها را مهار کنید. ( نمی خوام, دوست دارم خیال پرداز باشم)
ـ بگذارید قوه تخیلتان شما را در هنر پیش براند.
ـ بگذارید شهودتان در موقعیت های اجتماعی برایتان کار کند.
ـ بگذارید تفکر عمیقتان در آزمون های تشریحی برایتان کار کند، اما در آن غرق نشوید.
ـ در تحقیق ها خلاق باشید. می توانید از زبان شورانگیزتان خوب استفاده کنید. ()
ـ هنگام درس خواندن از تصویر و نمودار کمک بگیرید.
ـ دستورالعمل ها را بنویسید.
ـ سعی کنید برنامه ریزی شده تر عمل کنید.
ـ بیش از حد به دیگران مشکوک نباشید. (مشکوکم مشکوکم به تو...اوه ببخشید آهنگ شادمهر بود)
ـ برای سازماندهی افکارتان نکات عمده را مشخص کنید.
ـ در تکالیف ادبیات، ادبیات داستانی را انتخاب کنید.
ـ استادانی را که زیاد حرف می زنند انتخاب نکنید، به سراغ آنهایی بروید که در کلاسشان فعالیتی انجام می گیرد. ( آخه من استادی رو که نمی شناسم چطوری انتخاب کنم؟)
ـ شما خوب داستان می گویید؛ بعضی از آنها را بنویسید. (اینو خوب اومدی)
ـ اطلاعات را دسته بندی کنید تا آنها را بهتر بفهمید.
ـ در پاسخ به سوالات با فکر کردن به تمامی احتمالات درنمانید.
ـ کارها را تمام کنید. شما خیلی باهوش هستید اما همیشه کارها را نیمه تمام رها می کنید.
شم و غریزه و مهارت های کلامی شما بی نظیر است. اگر خوب درس بخوانید ممکن است روزی شاگرد اول شوید. ( د بابا شدم یه بار کلاس اول دبستان)

● ویژگی های دانش آموزان چپ مغز

آیا خیلی سازمان یافته عمل می کنید؟ آیا عقیده دارید برای انجام هر کاری یک راه درست و یک راه غلط وجود دارد. اگر این طور است احتمالاًî چپ مغز هستید.
ـ احتمالاً از روی فهرست کارهایتان را انجام می دهید.
ـ دوست دارید سر کلاس انتقاد کنید.
ـ در ریاضیات و علوم قوی هستید.
ـ منطقی و اهل استدلال هستید.
ـ تحقیق شما دقیق و کاملاً مستند است.
ـ برای خود هدف معین می کنید.
ـ می توانید اطلاعات را خوب تعبیر و تفسیر کنید.
ـ اتاقتان منظم است.
ـ می توانید به سوالات بدون فکر جواب دهید.
ـ دستورالعمل ها را اجرا می کنید و کلاً دستورالعمل ها را می خوانید.
ـ احساساتی نیستید.
ـ بدون اینکه کاسه صبرتان لبریز شود می توانید به سخنرانی های طولانی گوش بدهید.
ـ اجازه نمی دهید احساسات به درونتان رخنه کنند.
ـ از فیلم های اکشن خوشتان می آید.
ـ نشسته مطالعه می کنید.
ـ کلماتتان دقیق هستند.
▪ چپ مغزها در کلاس
ـ در کلاس تاریخ می توانید تاریخ ها و روند امور را به یاد بیاورید.
ـ در کلاس ریاضی از حل کردن مساله های طولانی لذت می برید.
ـ از نظم علوم خوشتان می آید.
ـ در ادبیات درک مناسبی از دستورزبان و ساختار جمله دارید.
▪ توصیه هایی به دانش آموزان چپ مغز
ـ در اتاق آرام درس بخوانید.
ـ می توانید مساله های ریاضی را حل کنید اما اگر بخواهید آن را برای کسی که نمی فهمد توضیح بدهید از کوره درمی روید بنابراین برای درس دادن به دیگران پیشقدم نشوید مگر این که از خودتان مطمئن باشید.
ـ دوست دارید رهبر گروهی برای درس خواندن باشید؛ برای این کار داوطلب شوید.
ـ عضو یک گروه مباحثه یا رقابت درسی شوید.
ـ در نمایشگاه های علمی شرکت کنید. شما می توانید برنده مسابقه باشید.
ـ از مهارت خود در ریاضی و علوم بهره بگیرید.
ـ ادبیات غیرداستانی را انتخاب کنید.
ـ شما سوالات و تکالیف مبتنی بر واقعیت را ترجیح می دهید؛ سراغ سوال های نامحدود نروید.
ـ می توانید جزوه هایتان را خوب سروسامان بدهید؛ این کار را بکنید.
ـ اتاقتان را منظم نگه دارید.
ـ زیاد با معلم یا استاد بحث نکنید.
ـ تحقیق های تحلیلی را انتخاب کنید.
ـ هر وقت امکان دارد تنهایی کار کنید چون کسانی که مسخره بازی درمی آورند شما را خیلی خسته می کنند.
ـ اگر استادانی که موضوع بحث یا درس را آزاد می گذارند شما را سردرگم می کنند با آنها کلاس نگیرید.
 

 

13:8  | دختر بارون  |